باد
باد را با ید کشت
باد ویرانگر پائیزی را می گویم!
از چه رو میشکنی
ساقه زنیق را باد!!
زنبق ترد بیابانی
عاقبت بر تو و بیداد تو خواهد شورید
خصرو گلسرخی
نظرات ()دیالوگ
دوستان ببخشید چند وقته بدجور خوردم تو دیوار به خاطر همین حوصله نوشتن ندارم!!!این چندتا دیالوگ رو بخوونین و یکم حال کنین
راننده تاکسی (۱۹۶۷) فیلمی از مارتین اسکورسیزی.
تراویس: «فکر میکنم که یکی باید این شهرو بگیره و بندازه تو چاه مستراح سیفون کوفتی رو هم بکشه»
تراویس: «حالا به وضوح میبینم ، زندگیم رو یه خط صاف پیش میره به سمت یه نقطهٔ مشخص، هیچوقت هیچ انتخابی نداشتم»
تراویس: «۱۲ ساعت کار ، باز هم خوابم نمیبره ....لعنتی روزا فقط میگذرن..تموم نمیشن.»
صورتزخمی (Scarface) برایان دیپالما ۱۹۸۳
از زبان تونی مونتانا:
«من تونی مونتانام؛ زندونی سیاسی از کوبا؛ و همین حالا حقوق بشر لعنتیام رو میخوام، همونجور که رئیس جمهور جیمی کارتر میگه!»
«من همیشه راست میگم حتی زمانی که دروغ میگم.»
«من کمونیستها رو برای تفریح میکشم، اما برای گرین کارت، من اونا را خیلی خوب جِر میدم!»
«میدونی چیه؟ من ترتیبت رو میدم! نظرت در این مورد چیه؟!»
«تو این کشور اول پول بدست میاری، بعد قدرت، بعد زن!»
======
هفت دیوید فینچر ١٩٩۵
سامرسِت توی سکانس پایانی فیلم هفت.
«همینگوی میگوید: 'دنیا جای خوبیست، ارزش جنگیدن را دارد'...من با بخش دوم موافقم...».
پدرخوانده : (درجلسه سران خانوادههای مافیایی) : ببینید من یک آدم خرافاتی هستم اگر اتفاقی واسه پسرم بیافته مثلا صاعقه بزنتش یا یه مامور پلیس بهش شلیک کنه یا تو سلولش خودشو حلق آویز کنه انوقت من بعضی از آدمهای تو این جلسه رو مسئول می دونم. این به نفع هیشکی نیست.
(هنوز بعد از این همه سال، ابهت این قسمت و بازی فوق العاده مارلون براندو تنمو میلرزونه)
مایکل: پدرم پیشنهادی بهش داد که نتونه رد کنه.
کی آدامز: چه پیشنهادی؟
مایکل: بهش گفت یا باید امضاش پای ورقه باشه یا مغزش!
مایکل: کی تو چه انتظاری از من داری؟ انتظار داری بذارم بری؟ انتظار داری بذارم بچههام رو از من بگیری؟ مگه من رو نمیشناسی؟ مگه نمیدونی این کار غیر ممکنه و من از تمام قدرتم استفاده میکنم تا چنین اتفاقی نیفته؟
مایکل: پدرم با هیچ مرد قدرتمند دیگهای فرق نداشت، هر آدمی با هر قدرتی، مثل رئیس جمهور یا سناتور.
کی آدامز: میدونی چقدر احمقانه حرف میزنی مایکل؟ رئیس جمهورا و سناتورا آدم نمیکشن.
مایکل: اوه! چه کسی آدم نمیکشه کی؟
مایکل: اگه مسئله مهمی توی این زندگی وجود داشته باشه، اگه تاریخ چیزی بهمون یاد داده باشه، اینه که میتونی هر کسی را بکشی.
دون مایکل کورلئونه به کارلو (همسر کانی) : «آه، تو فکر میکنی که میتوانی یک کورلئونه را فریب دهی؟ زود باش، نترس. حرف بزن، تو فکر میکنی که من خواهرم را بیوه می کنم؟ من پدرخوانده پسرت هستم، کارلو… تو از تجارت خانوانده اخراج میشوی، این سزای توست. تو را با یک پرواز به لاس وگاس میفرستم، میخواهم که آنجا بمانی؛ میفهمی؟ فقط به من نگو که بیگناهی. فقط به من نگو بیگناهی، چون به شعورم توهین میکنی، و این خیلی عصبانیم میکنه. حالا بگو کی با تو تماس گرفت؟ تاتاجلیا یا بارزینی؟
نظرات ()